تبليغاتX
پنجره ای رو به خدا

پنجره ای رو به خدا
 
لینک دوستان

فاطمه زن بود ولی نور بود

جلوه حق بود که مستور بود

آی فرستاده ما شاد باش

شاکر منظومه ایجاد باش

ما به تو آیینه عطا کرده ایم

کوثر تسکینه عطا کرده ایم

کوثر تو مایه تسکین توست

بعد تو او قائمه دین توست

فاطمه آیینه حیدر نماست

فاش بگو فاطمه شیر خداست

فاطمه خود کیست نمود علی

کیست علی فاطمه منجلی

فاطمه ای مذهب وآیین من

آیینه ی روشنی دین من

فاطمه ای سیده کائنات

چشم دو عالم زرخت گشته مات

خلق ز وجدت به وجود آمده

بردر مجدت به سجود امده

فاطمه ای مادر آزادگی

ای تو صمیمانه ترین صادقی

فاطمه ای نقش نگین خدا

آب حیات و دل دین خدا

همسر وهمتای علی جز تو نیست

منشع نور ازلی جز تو نیست

مرغ دلم زمزمه سر می دهد

نغمه یا فاطمه سر می دهد

فاطمه ای بود ونبود علی

مادر گل های کبود علی

(سالروز ولادت مادر عالمیان رو به همه عالمیان تبریک میگم )

مادر با تمام لطافت ومهربانی و بزرگی نماد ایستادگی در برابر سختی ها ست!

عصر موقع برگشت از دانشگاه رفتم گل بگیرم نیم ساعت تو صف گل فروشی وایسادم انصافا"دوس داشتم بیشتر وایسم چون مادرا زحمتی که برا فرزنداشون میکشن با هیچ چیزی نمیشه جبران کردولی مهربونن و به کم ترین کادو قانع میشن و یه گل هم خیلی زیاد میدونن ولی باز جای شکر بود که گل فروشی شلوغ بود خلاصه بعد اینکه نوبتمون رسید گل گرفتیم اومدیم! در خونه رو یواش باز کردم که برم مامانم رو سوپرایز کنم گل رو هم پشتم قائم کرده بودم  باکلی  ادعا اطوار اومدم تو مامانم خونه نبود آبجیم رو برده بود کلاس زبان خلاصه پیش خودم یه کم خیط شدم !

هرکه به جایی رسیده از دعای خیر مادرش رسیده---بوسیدن دست مادرتون فراموش نشه !

 


برچسب‌ها: مادر, مامان
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 3:29 ] [ بچه مسجدی ]
سلام رفقا شرمنده به خاطر دیر دیر اومدنم راستش تلفونمون قطع شده از خونه نمی تونم وصل بشم توی دانشگاه هم فرصت نمی کنم کافی نت برو هم نیستم این میشه که ماه به ماه نمیتونم بیام به هر حال شرمنده !

امروز هم اومدم یه خبر خوب بدم آقای سردار رحیم نوعی اقدم رو که میشناسید همون که برادر دوتا شهیده خودش هم از ناحیه حنجره جانباز شدن ،همون که یه بار هم توی دانشگاه به سخنرانی آتشینشون دل همه رو آتیش زدن قراره سه شنبه این هفته برای سالگرد تدفین شهید گمنام هم تشریف بیارن یه قول هم دادن به احتمال زیاد وصیت نامه ای که داداشاش باهم نوشتن و وصیت نامه مشترک دوتا داداش هست رو بیاره این سه شنبه یادتون نره !


برچسب‌ها: سردار رحیم نوعی اقدم, شهید مدنی آذربایجان
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 13:21 ] [ بچه مسجدی ]

ازشنبه درون خود تلنبار شدیم

تا آخر پنجشنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر آقاییم

جمعه شدو لنگه ظهر بیدار شدیم


برچسب‌ها: جمعه و دلتنگی
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 13:34 ] [ بچه مسجدی ]

برمشام جان رسد     

             بویی غریب از کوچه ها                

    بوی سیلی            

   یاس نیلی        

حمله ی آلوده ها

بوی گریه

خاک چادر

بغضی از جنس حسن

صبر حیدر

اشک زینب

غنچه ای در کوچه ها

السلام ای فاطمیه

ابتدای کربلا

روضه ی غم

اشک نم نم

       آه مادر مرده ها      


برچسب‌ها: فاطمیه
[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 15:59 ] [ بچه مسجدی ]

  بنویسید دگر به روی سنگ لحدم

من فقط عشق حسین ابن علی رابلدم

ننویسید که ناکام شده به عالمین

بنویسید طپش طپش های دلم گفته حسین

ننویسید که پرپر شده همچون گل یاس

بنویسید شده مست وخراب عباس

ننویسید که از روز ازل مذهبی ام

بنویسید که تاروز ابد زینبیم

ننویسید که مست از قدح ساغریم

بنویسید که همواره علی اکبریم

ننویسید که جان داددگر بر سردوست

بنویسید که مجنون علی اصغر اوست

ننویسید گنه پرده مهتابش شد

بنویسید سینه زن اربابش شد

ننویسید ندارد به جهان خانه وجا

بنویسید ماواش شده کرببلا

ننویسید که نوکر بد عهدی بود

بنویسید که او منتظر مهدی بود

(سرورم آقایم اربابم پس کی میایی امروز جمعه است  باز نیامدی دیروز سالروز شهادت مادر عالم حضرت زهرا(س) بود -بقیع وغربتش -آقا جان کی میایی )

کاش مهدی به جهان چهره هویدا می کرد

گره از مشکل ما وا میکرد

کاش می آمد و با آمدنش از ره لطف

قبر مخفی شده فاطمه پیدا میکرد

شهادتش تسلیت و بر قاتلینش هزاران هزار لعنت


برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه, س
[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 11:16 ] [ بچه مسجدی ]
۱)خدارو شکر همین طوری!

۲)خدارو شکر که باید ریخت وپاش مهمونی رو جمع کنم این یعنی در میان دوستان بوده ام.

۳)خدارو شکر لباس هایم کمی برایم تنگ تر شده اند این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.

۴)خدارو شکر که باید زمین را بشورم وپنجره ها رو تمییز کنم این یعنی ما خانه دازیم

۵)خدارو شکر که در جایی دورتر جای پارک پیداکردم این یعنی هم توان راه رفتن هم اتومبیل برای سوار شدن دارم

۶)خدارو شکر گاهی اوقات بیمار میشوم این یعنی این که بیاد بیاورم اغلب اوقات سالم هستم

۷)خدارو شکر که عیدی دادن ها وکادو خریدن ها پول توی جیبم رو خالی کردند این یعنی من هنوز عزیزانی دارم

۸)خدارو شکر که دارم وبلاگم رو آپ میکنم این یعنی دوستانی دارم که به وبلاگم سر میزنن


برچسب‌ها: اولین پست بعد از تعطیلات, خدارا شکر
[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 18:50 ] [ بچه مسجدی ]
امام صادق(ع):

نوروز روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور میکند

از خدا خواستار آن نوروز حقیقی هستم

عیدتان مبارک

[ سه شنبه 1 فروردین1391 ] [ 12:39 ] [ بچه مسجدی ]

بسم رب الشهدا والصدیقین

عرض سلام خدمت رفقا وعذر خواهی برای دیر اومدنم

این پست یکم شاید طولانی باشه ولی به نظر من ارزش خوندنشو داره

توی این مدت که نبودم رفته بودم کربلای ایران ،اردوی راهیان نور برای شخص بنده جذابیت خاصی دارد که در هیچی اردوی دیگری نیست.دیدار از مناطق عملیات جنگی ودیدن خاک هایی که بوی خون گرفته با روح و روان آدمی بازی می کند .فکه ،شلمچه،طلائیه ،دهلاویه ،اروند کنار خاطرات زیادی دارند و به آدم باز می گردانند .توی حسینیه فکه جناب سردار رحیم نوعی اقدم صحبت کردند که دل همه را آتیش زدند.

کی گفته کسایی که رفته بودند جبهه بیکار بودند ،بی سواد بودند ،نه همه اونایی که رفتند عاشق بودند عاشق خدا عاشق شهادت .

توی یک عملیات بیسیم زدم به فرمانده لشکر عاشورا ،مهدی باکری ؛مهدی ما نمی توانیم این جاده را بگیریم مهدی گفت :رحیم چی میشنوم میگی ما نمیتونیم؟؟؟؟

چیزی که مهدی باکری باید میگفت باید یکی از اینها بود

1)برو از جناح راست بهت نیرو ملحق میکنیم

2)برو از جناح چپ بهت نیرو ملحق میکنیم

3)برو از پشت ساپورتت میکنیم

4)منطقه رو آتش باران میکنیم

نه ادبیات مهدی باکری کلا فرق می کرد،گفت رحیم خوب توکل نکردی !

توی جبهه شیر مردان از نظر ظاهری هیچ نداشتند ولی ایمان قوی وتوکل به خدا داشتند

ادامه مطلب


برچسب‌ها: شهادت, رحیم نوعی اقدم
ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 3:55 ] [ بچه مسجدی ]
شهید حیدر باقری:

بدانید هر رای که شما به صندوق می ریزیدمشت محکمی است که به دهان ضد انقلاب واربابان آمریکایی می زنیدویک قدم اورا وادار به عقب نشینی میکنید.


شهید حسین پرستار:

برطبق احکام و قوانین اسلام انتخاب کنید نه بر طبق رابطه بیایید ضابطه را حاکم بر انتخابات کنیم


شهید عبدالرضا خاموش:

ای مردم مظلوم به خدا این انتخابات برای شماست نه برای مستکبران.


[ چهارشنبه 10 اسفند1390 ] [ 15:20 ] [ بچه مسجدی ]

زیر سنگینی بار معصیت خم می شویم
روی دوشت کوله باری مملو از غم می شویم

انتظار ِ انتظار از ما نداری، وای ِ ما
پرده برداری شود رسوای عالم می شویم

گرچه می دانم چرا دلواپسی آقا! ولی
غصه ی ما را نخور، یک روز آدم می شویم

ما که با خشکیدگی چشمه های چشممان
روضه ی جدت که باشد مثل زمزم می شویم

بامداد جمعه ها شادیم چون شاید ظهور...
باز هم تا شب نمی آیی و درهم می شویم

دوستت داریم اما حیف عاشق نیستیم
بعد از این عمری اگر باقی ست کم کم می شویم
اللهم عجل لوليك الفرج

[ شنبه 6 اسفند1390 ] [ 12:22 ] [ بچه مسجدی ]

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد                                              مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست


هیچ داری از دل مهدی خبر ؟

گریه های هر شبش را تاسحر؟

اوکه ارباب تمام عالم است

من بمیرم سر به زانوی غم است

شیعیان مهدی غریب و بی کس است

جان مولا معصیت دیگر بس است

شیعیان بس نیست غفلت هایمان

غربت وتنهایی مولایمان

ما عبید وعبد دنیا گشته ایم

غافل از مهدی زهرا گشته ایم

من که دارم ادعای شیعه گی

چه بگویم من به جز شرمندگی؟؟؟


روزی هزار بار دلت راشکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام

هر بار این تویی که رسیدی ودر زدی

هر بار این منم که در خانه بسته ام

هرجمعه قول می دهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش وهم دلتان را شکسته ام


فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات در خور اوهست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم زهمه دارایی

داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی برعمل خویش تو بیش از دگران

می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟

 

 

[ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ 1:11 ] [ بچه مسجدی ]

بار ديگر آسمان ايران شاهد ايمان ايثار و ولايت مداري مردم ايران شد

صد هزاران آفرين بر اراده مردم عزتمند و شريف ايران

اي آفتاب ابر وماه ديو و  دد    اي دنيا نظاره گر باش بر اين عزت و شرافت!

افتخار ميكنم كه ايراني هستم !

افتخار ميكنم با اين مردم هم وطنم !

جانم فداي خاكم

جانم فداي رهبرم

جانم فداي شرافت و عزت همو طنيان خوش غيرتم!



برچسب‌ها: بهشت ما
[ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 17:30 ] [ بچه مسجدی ]
نمی دانم چه بگویم . بسیار گفتم وبسیار ناگفته ماند .در میان همه ی جلوه های خیره کننده روح بزرگ فاطمه،آنچه بیش از همه برایم شگفت انگیز است ،این است که فاطمه همسر وهمگام وهم پرواز روح عظیم علی است .او درکنار علی تنها یک همسر نبود ؛که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت .علی در او به دیده یک دوست ،یک آشنای دردها وآرمان های بزرگش می نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرار آمیزش وهمدم تنهایی هایش.این است که علی ،هم او را به گونه ای دیگر می نگرد و هم فرزندان او را .پس از فاطمه ،علی همسرانی می گیرد واز آنان فرزندانی می یابد ،اما از همان آغاز فرزندان خویش را که از فاطمه بوده اند با فرزندان دیگرش جدا می سازد. اینان را((بنی علی ))می خواند وآنان را ((بنی فاطمه)). شگفتا !در برابر پدر ،آن هم علی نسبت فرزند به مادر!وپیغمبر نیز دیدم که او را به گونه ای دیگر می بیند،از همه دخترانش تنها به او سخت می گیرد،از همه تنها به او تکیه می کند،او رادر خردسالی مخاطب دعوت بزرگ خویش می گیرد ،نمی دانم از او چه بگویم !چه بگویم؟

خواستم از {بوسوئه}تقلید کنم ،خطیب نامور فرانسوی که روزی در مجلسی باحضور لویی ،از((مریم ))سخن می گفت :گفت:هزار وهفتصد سال است که همه سخنوران در باره مریم سخن داده اند . هزار وهفتصد سال است که همه فیلسوفان .ومتفکران ملت ها در غرب وضرق ارزش های مریم را بیان کرده اند. هزار وهفتصد سال است که شاعران جهان ،در ستایش مریم همه ذوق وقدرت خلاقانه اشان را به کار گرفته اند . هزار وهفتصد سال است که همه هنرمندان ،چهره نگاران ،پیکره سازان بشر در نشان دادن سیما وحالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفته ها واندیشه ها و کوششها وهنر مندی های همه در طول این قرن های بسیار ،به اندازه این یک کلمه نتوانست عظمت های مریم را بازگو کندکه:

((مریم مادر عیسی است))

ومن خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم باز درماندم:

خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است ،دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد(ص)است،دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است،دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است،دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است،دیدم که فاطمه نیست.

نه همه این ها فاطمه هست واین همه فاطمه نیست .

                                                                 فاطمه فاطمه است.

[ جمعه 2 دی1390 ] [ 20:48 ] [ بچه مسجدی ]

جهت به هم پيوستگي وبلاگ نويسان ارزشي قرار شده روز نه دي كه روز بصيرت و ميثاق با امام امت نامگذاري شده همه وبلاگها در اين روز نام وبلاگشون رو بگذارند

(الله اكبر جانم فداي رهبر)

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 10:17 ] [ بچه مسجدی ]
سلام رفقا نمیدونم چی بگم که یکم دلم باز بشه -باز محرم آمد وحزن عالم را گرفت!

یاد حدیثی از حضرت محمد افتادم که میفرمایند:

دنیا دریای عمیقی است و اکثر مردم در آن غرق میشوند!

هرکس با یه موجی از این دریا غرق میشه و به ساحل نجات نمیرسه یکی باموج شهوت یکی با موج مقام دوستی وهرکسی به نحوی!

دنبال یک کشتی بودم که سوارم کنه نزاره غرق بشم یاد معراج حضرت محمد افتادم که این سخن رو از اون بالا با خودش آورده بود

حسین نور هدایت وکشتی نجات است !

یا حسین در این دنیا غرق شدم من رو هم به کشتیت سوار میکنی ؟؟؟؟

باخودم گفتم چطور خجالت نمیکشم انتظار سوار شدن به این کشتی رو دارم من که گذشته ام عیانه برای آقام امام حسین الان دیگه چی میخوام ؟

آدم میره یه آبدارچی ساده تو یه شرکت بشه از هزار جا برای آدم استعلام و سو پیشینه درمیارن

آقا شما فلان سال فلان غلط رو کردی دیگه نمیتونی آبدارچی این شرکت بشی؟

یاابا عبدالله آیا تو هم میگی برو عقبه ات خرابه ؟

آخرین امیدم این دره یا امام حسین -

نوح هم کشتی نجات داشت یادمه نوح چهارپایان را سوار کرده بود

یا حسین درسته که بدترازچهارپایانم سوارم کن؟

یا حسین حر را آخرین لحظه قبول کردی

منو قبول نمیکنی؟

یا حسین رسول ترک رو خواب دیدن

سگ جلوی خیمه های تو بود ازاون خواب آدم شد

یا حسین رسول و حر نیستم خودمم گنهکارم ولی توهم خودتی

مسلکتو عوض نکردی که

(بازآ هر آنکه هستی باز آ این درگه ما درگه ناامیدی نیست)

 منم سوار کن بر این کشتی

نزار غرق بشم !!!!!!!!!!!!!!!!!

رفقا تو این ماه التماس دعای عجیبی از همه شما دارم

 

[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 0:5 ] [ بچه مسجدی ]

عید یعنی برگشت ،برگشت به غدیر خم برگردیم به غدیر خم  آن واقعه عظیم در حج الوداع پیامبر برگردیم تا دست علی را محمد دردست ما بگذارد

تا بگوید فهذا علی مولا تا به ما بگه هرکس من مولای آنم پس این علی مولای اوست تا علی رو اشتباه نگیریم با کس دیگه دستش رو ببینیم که به دست محمد است آری او علی بود که دستش به بالا برده شده بود او ابوبکر نبود او علی بود خدا لعنت کند برتمام کسانی شکاف وارد کردن مابین ما و علی به خاطر حکومت ونادیده گرفتن آن حادثه را یادشان رفت که دست علی بالا برده شده بود نه دست ابوبکر ملعون نه دست عثمان ملعون-دست  علی بود ،باید هرسال دراین روز به غدیر خم برگردیم تا علی را مولای خود قرار دهیم باید علی رابشناسیم  و دست خود به قصد بیعت با علی بدهیم و افتخار کنیم به اینکه علی مولایمان است !

انا نحن نزلنا ذکر وانا له لحافظون

 

ما خود نازل کردیم وخود حافظ آن هستیم

حافظ غدیر خداست! اگر ما ولایی باشیم یا نباشیم چیزی از ولایت و بزرگی ومنشش کم نخواهد شد !

ماییم که به ولایت وعلی نیاز داریم وباید هرسال در عید غدیر یادآور خود باشیم که مولای ما علی است و رفتار و منزلتی که برای خود برمیداریم همچون منزلت علی باشد !

یه چیز دیگه میگم اگه میخواد به کسایی هم بر بخورد اشکالی ندارد

باید خودشان را اصلاح کنن

ولایت اصل دین است و هر کس و ناکسی در ولایت مشکل دارد در دین خود مشکل دارد باید برود ودین خود رادرست کند

البته خود رسول خدا هم فرموده بود ها دوتا چیزسنگین (ثقلین) بین شما به امانت میگذارم 1)قرآن 2)عترتم

چون این دوتا سنگینه بعضیا نمیتونن دوتاش رو بردارن ومیگن کتاب خدا برما کفایت میکند در صورتی که خود پیامبر هم اگه ولایت رو ابلاغ نمیکرد رسالتش کامل نبود من نمیگم ها این رو اگه کسایی شک دارن اینم آیه 67سوره مائده

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ

يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿67﴾

اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى رسالتش  را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند (67)

اگه ولایت نداشتیم دین ما کامل نبود بازم من نمگیم ها خود خدا میفرماین:

مائده 3(...الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي...)

امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم

 

یه چیزی هم قابل توجه است که اکثر آیات ولایت توی سوره مائده اومدن مائده یعنی خوردنی

قرآن خوراک روح ماست ومائده بهترین خوراک برای روح است وآیات ولایت درآن فراردارد یعنی هرکس ولایت ندارد روحش گشنه خواهد ماند باید روحمان را با ولایت تغذیه کنیم تا در تاریکی های زندگی بانور ولایت روحمان راه برویم

خدارا هزاران مرتبه شکر که مولایم علی است!

اگر آتش به زیر پوست داری

نسوزی گر علی رادوست داری

اگر مهر علی در سینه ات نیست

بسوزی گرهزاران پوست داری

(عید ولایت رو به همه محبان علی 

 تبریک وشادباش میگم)

 

[ سه شنبه 24 آبان1390 ] [ 18:33 ] [ بچه مسجدی ]
 

بنام خدا

سلام رفقا !

کسایی که کتاب حج شریعتی رو خوندن حتما این عکس رو دیدن ومیشناسن!

بگذریم انشالله که همه دوستان عزیزم به حج مشرف بشن،اگه مشرف شدید روزی که لباس احرام برتن کردید وآماده طواف شدید روحانی کاروان به شما خواهد گفت که سمت چپتون به طرف کعبه باشه واز کنار سنگ حجرالاسود شروع کرده و هفت دور چرخیده ودر حجرالاسود طوافتان تمام خواهد شد-منظورم رو فهمیدین ؟

توی این عکس همه دارن برعکس طواف میکنن الا یک نفر وآن یک نفر سفینه نجات بشریت است امام حسین (ع).

وقتی از حج الوداع حرف میشه همه یاد واقعه غدیر خم می افتیم ولی هیچ کس به کربلای امام حسین (ع)نمی اندیشد-آخرین حج امام حسین وداع امام حسین با حج ،البته وقتی بیشتر تحقیق میکنیم میبینیم امام حسین حج الوداع خود رانیمه تمام گذاشت –به سیل نامه هایی که از کوفه آماده بود پاسخ گفت حج خود را رها کرد برای چه ؟؟؟

چه واقعه ای بود که امام حسین را به دنبال خود کشید که باعث شد حجت زمین زمان عمل خود را نصفه تمام بگذارد –واقعه کربلا یعنی همان قلب تپنده تاریخ –امام حسین در حج خود قربانی ذبح نکرد البته در مکه ذبح نکرد ،قربانی هایش را باخود برداشت  به دشت کربلا برد خود راقربانی داد فرزندانش را 72 والا مرد را در دشت کربلا ذبح کرد اعمال حجش رادر کربلا پایان داد.

بغض جلوی فکر ودستم را گرفت نمیتونم ادامه بدم ،رفقا به نظرتون امام حسین (ع)چه درسی میخواست به مایاد دهد که حج خود رااین طور پایان داد؟

چرا امام صادق (ع) می فرماید: کل یوم عاشورا کل ارض کربلا؟؟؟؟

اگه ممکنه به چراهام تو نظر خواهی جواب دهید

یا علی

 

[ شنبه 7 آبان1390 ] [ 23:43 ] [ بچه مسجدی ]

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،

سرها در گریبان ست.

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید، نتواند،

که ره تاریک و لغزان است.

و گر دست محبت سوی کس یازی،

به اکراه آورد دست از بغل بیرون،

که سرما سخت سوزان است.

 

نفس، کز گرمگاه سینه ات آید برون، ابری شود تاریک.

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.

نفس کاینست، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین؟

هوا بس ناجوانمردانه سردست...آی...

(مهدی اخوان ثالث)

 

جدا در چنین شرایطی همه به فکر خودشان هستن

وقتی یکی سه هزار میلیارد هاپولی کنه!!!

از آدمای کشور خودش دیگه چه انتظاری از آدمای بیگانه داشته باشیم

در این هوای زمستانی که نفس آدم (وقتی ها میکنه)جلوی دید خودش را میگیرد چه انتظاری از دیگران؟؟؟؟؟

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

 

چه باید کرد در این نابسامانی ها؟؟؟؟؟

[ جمعه 22 مهر1390 ] [ 13:15 ] [ بچه مسجدی ]
 

 سلام دوستان عزیز،

میلاد لنگروارزش ایران زمین-شمس الشموس-غریب الغربا

ضامن آهو ـ عالم آل طه

 برتمام عاشقانش مبارک باد!!

به نظرتون چه کادویی میتونیم به امام رضا (ع)بدیم ؟؟؟؟؟

نظر بدین ببینیم امام رضا (ع) چه چیزی از ما انتظار دارد؟؟؟

[ یکشنبه 17 مهر1390 ] [ 2:25 ] [ بچه مسجدی ]

منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی

چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی

چو خویشتن یار تو دیدم به نیک فهمیدم

عزیز فاطمه مهدی جان چقدر تنهایی

سلام !سیدی...! مهدی جان...!چون باروی سیاه میخواهیم ازشما سرورمان استقبال کنیم نمیایی؟؟

راستش خودم هم از کارای خودم کلافه شدم-چون اینا ظهور تو را به دور میاندازن!

گرزهمه عمرخویش باتو برآرم دمیحاصل عمر آن دم است باقی ایام رفت

بی تو زندگی من بی حاصل است-حاصل عمرم -یوسف زهرا بیا

امروز چهارشنبه است ومن منتظرم!

منتظر جمعه -جمعه ای بارانی- بارانی از رحمت - جمعه ای همراه باظهور تو !

در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی!

 

[ چهارشنبه 13 مهر1390 ] [ 20:39 ] [ بچه مسجدی ]

پرده بردار زرخ چهره گشا ناز بس است

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

مانوکر وارباب تویی مهدی جان

نوکر گر رخ ارباب نبیند سخت است

باز هم جمعه آمد ونیامدی!

منتظرت هستیم زود بیا!

[ جمعه 8 مهر1390 ] [ 11:27 ] [ بچه مسجدی ]

معرفت از آدمیان برده اند              آدمیان را زمیان برده اند

بانفس هر که درآمیختم             مصلحت آن بود که بگریختم

سایه ی کس فر همایی نداشت   صحبت کس بوی وفایی نداشت

صحبت نیکان زجهان دور گشت    شان عسل خانه زنبور گشت

معرفت اندر گل آدم نماند           اهل دلی در همه عالم نماند

در سر کاری که در آید نخست    رخنه بیرون شدنش کن درست

تانکنی جای قدم استوار            پای منه در طلب هیچ کار
[ شنبه 2 مهر1390 ] [ 15:14 ] [ بچه مسجدی ]

 

اگر کل هستی را نگاه کنبم متوجه می شویم تمامی پدیده ها در دو طیف قرار دارند ،طیف اول که تقریبا کلیت پدید ها را در بر می گیرد آ ن دسته ای هستند که مجبور به طی طریق از مسیر مشخص شده ای می باشند وهیچ اراده ای ندارند.

مثلاً کرم ابریشم اگرچه والدین خود را نمی بیند ، می داند که از تخم که بیرون آمد باید شروع به خوردن برگ توت کند و در چند مرحله پوست بیاندازد وهنگام بلوغ تاری دور خود بتابد و سرانجام در زندانی که خود ساخته محبوس می شود واگر حرارت ببیند همان حا گورش می شود ولی اگر تکامل یابد تبدیل به پروانه ای می شود تا آن روند را به صورت غریزی و اجباری ادامه دهدو این شرایط تکامل اجباری ازکوچکترین ذرات تا بزرگترین کهکشان ها هم وجود دارد..

«خدا خلقت مخصوص هر چیز راداده سپس هدایتش کرده»      سوره طه آیه 50

طیف دوم آندسته از موجوداتی است که در بعضی از مراحل زندگیشان اختیاراتی دارند، وگل سرسبد این طیف انسان است،که وی نیز در بعضی ابعاد مثل تنفس وگوارش و...اجباری وغریزی است ولی در بعضی ابعاد اختیاراتی دارد ،وقتی اختیار گفته می شود یعنی بایدبا درک خود از گزینه های پیشنهادی که در مقابل وی قرار می گیرد انتخاب کندو حق انتخاب دارد واین همان وجه تمایز انسان با کل مخلوقات است.

«انا هدیناه السبیل اما شاکراًواما کفورا»                    سوره دهر آیه 3

اگر کل تاریخ بشر را نگاه کنیم  کسانی یا هدایت پذیرفتن و در مسیر سعادت قدم برداشتند یا گروهی ضلالت را انتخاب کردند ویا گروهی زیگزالی حرکت کرده اند ودر نهایت به یکی از گروه هدایت یافته ویا گمراه ملحق شده اند..

یا باید عدالت خواه وظلم ستیز خداجو وبراصول دینمداری حرکت کنیم مثل انبیا وعلما ؛یا هم باید عدالت کش و حقیقت ستیز و دنیا گرا وحیوان صفت باشیم مثل ظالمان تاریخ،؛انتخاب برعهده خودمان است.

انسان سر آمد مخلوقات وتنهاد موجود مختار باید برای تضمین خود که مسیر سعادت را بپیماید باید کاری بکند وآن کار شناخت خود است «افضل المعرفه معرفه الانسان نفسهٌ»برترین شناخت این است که انسان خود را بشناسد ،واگر آن گونه که هست خود را بشناسد ،توانمندی هایش،استعداد هایش،وجایگاهش را بشناسد همتش مضاعف می شود ودر مسیر سعادت گام بر می دارد واگرنه چند صباحی عمر خود را بیهوده وبی هدف سپری می کند.

رسالت ما به عنوان یک انسان چیست؟

این که استعدادها وتوانایی ها را درجهت مثبت شکوفا کنیم وبرافتخارات بشر بیافزاییم یا این که به شکل های مختلف غافل باشیم واموری انجام دهیم که در شام انسان نباشد.

آقای الکسیس کارل دانشمند زیست شناسی برنده جایزه نوبل زیست شناسی ،در مورد جسم انسان وزیست بدنی او تحقیق کرده و نتیجه اش کتابی است با عنوان«انسان موجود ناشناخته ؟؟»حال این جسم انسان است که این همه بزرگی دارد پس روح انسان چه گستره ای دارد؟

امام علی(ع)می فرماید:«ای انسان فکر میکنی چیز کوچکی هستی،نه تو عصاره ی عالم اکبر هستی»

حال برای شناخت این موجود یعنی اشرف مخلوقات نگاهی می کنیم به قرآن:

«انّی جاعل فی الارض خلیفه» (بقره30){بدرستی که جانشینم را بر روی زمین قرار دادم}؛؛جانشین خدا؟؟؟    آری جانشین خدا در روی زمین ،اگر آیه دیگری در توصیف انسان هم نیامده بود همین یک آیه نشانگربزرگی ومقام وجایگاه وشان انسان بود.یعنی از هر لحاظ شبیه خدا بودن الا اینکه اختیارات خدا نامحدود است واز مقام ریاستی وی نشات می گیرد ولی اختیارات جانشین وی در چارچوب اختیارات خداست.یعنی هر چه دارد از خدادارد واگر خدا به او نمی بخشید،هیچ حال وقوه ای نداشت .

«لا حول ولا قوه الا بالله»

همه کار های دنیا در راستای میل اللهی انجام می پذیرد؛«گر نباشد میل حق ***برگی نیفتد از درخت» این انسان که توتنست جانشین خدا شود گوشش اذن الله می شود ،تسبیح سنگ وخاک وچمن را می شنود؛ چشمش عین الله می شود ،سجده در خت رامی بیند؛؛

ویا این که این انسان خدای ناکرده پایش بلغزد وراه کج رود که در این حال مصداق آیه 179سوره اعراف می شود«اولئک کالانعام بل هم اظلّ»بعضی از انسان ها مانند حیوانند،نه بلکه بدتر از حیوانند.

انسان باید خودش ترجیح دهد که مصداق کدام آیه باشد؟یا در اوج قله سعادت،انسانی خدا گونه باشد وسعادت دنیا وآخرتش را تضمین کند یا.........؟؟؟

نگاهی به انسان از دیدگاه انسان های خدا گونه:                                                                                           امام علی (ع):خداوند سبحان فرشتگان را از عقل محض بدون شهوت آفرید،شهوت را بر حیوانات غالب کرد بدون عقل ،انسان را دارای عقل وشهوت آفرید ،هر کس عقلش بر شهوتش غالب شود برتر از فرشتگان است وهر کس شوتش بر عقلش غالب شود بدتر از چهار پایان است.

حال باید این انسان که سازنده بهشت وجهنم است چه راهی برای تکامل خود برگزیند؟؟وچه طریقی را برود؟؟وگام های موفقیت او چیست؟

اوا انسان باید خودش را بشناسد سپس بسته به شناخت خود ودرک استعداد های خود باید هدفی را انتخاب کند که می تواند مادی محور یا معنوی محور باشد؛حال با شناخت خود هدفی آمیخته از این دو را در نظر می گیرد تا به ایده آل ترین نقطه برسد.

داشتن هدف باعث می شود فرد از حیرانی وسرگردانی زندگی روز مره نجات یابد،به انسان فرصت برنامه ریزی می دهدواز تلاش های بی ثمر در مسیر باطل جلو گیری می کند.

با استفاده از برنامه ریزی کوتاه ترین وبی مانع ترین راه را برای رسیدن به هدف انتخاب می کندودر راستای همین برنامه ریزی ؛کار هایش سرعت بیشتری می گیرد ،افکار انسان نظم خاصی می گیرد،اعصاب وروان در آرامش استووقت اسان صرف کار های بیهوده نمی شود.

ومهم ترین قسمت کار اینجاست که باید تصمیم توام با اعتماد به نفس داشته باشدو «من می توانم »را در خود به وجود بیاورد وبه آنجایی که فرشته ره ندارد برسد

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند           ****             بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

((ما می توانیم))

[ یکشنبه 27 شهریور1390 ] [ 20:41 ] [ بچه مسجدی ]

حجاب و فلسفه حجاب بحث بسیار عمیقی است که در چند ورق نمی توان به کل آن ریزریز نگاه کرد ومورد بررسی قرار داد،به همین خاطر کلیت بحث که چرا باید حجاب داشته باشیم اشاره کوتاهی داریم که انشا الله ثمر بخش باشد.

  قبل از این که وارد حجاب اسلامی شویم وچرایی حجاب وفلسفه آن در اسلام نگاه کنیم ،به فلسفه ی حجاب وعلت پیدایش حجاب از دیدگاه غیر اسلامی وغربی آن می پردازیم:

اولین علتی که غربی ها برای حجاب آورده اند ریاضت ورهبانیت می باشد،با توجه به این که زن بزرگترین موضوع خوشی وکامرانی بشر است و در معاشرت زن ومرد باهم ،خواه یا ناخواه دنبال لذت جویی وکامیابی می روند؛پیروان فلسفه رهبانیت وریاضت برای ترک لذت حریمی بین زن ومرد قائل شده اند وپوشش را وضع کرده اند؛آنان براین باورند که وصول حقیقت وکشف حقیقت برای روح زمانی حاصل می شود تمایلات و شهوات(اشتهای به لذت)مقهور گردد ودر نتیجه به این اعمال یعنی ریاضت ورهبانیت روی می آورند وتمام لذت ها ونعمت های اللهی را بر خود حرام می کنند،ولی اسلام این چنین اندیشه ای را نمی پذیردولذت از هر چیزی را در چارچوب قوانین اللهی را برای جلوگیری از زشتی ها توصیه می کند،وقتی آنها می گویند شپش مروارید خداست اسلام می گوید«النظافه من الایمان»ودر کل در مقابل این دسته می ایستد ومی گوید«قل من حرّم زینه الله»(اعراف آیه 32)بگو چه کسی زینت های خدا را حرام کرد.

    آنها دلیل دیگری که برای پوششش یا حجاب می دانند عدم امنیت است،وقتی مردان زنان زیبا روی وجمیل داشته باشند از تجاوز به آنها واز دست دادن آنها می ترسند واز آن حفظ وحراست می کنند در مقابل متجاوزان وقلدران ،به همین دلیل زن را در خانه محبوس می کنند تا با زور به حرم سراهای پادشاهان کشیده نشوند ولی حالا که عصر تمدن است وکسی بازور کاری نمی کند پس به حجاب نیازی نیست.اسلام این را هم علت مناسبی برای حجاب نمی داند، اولاًاین سخن درست نیست که در جامعه امروزی ما امنیت کامل وجود داردواین دنیا را نباید به غلط دنیای تمدن نامید چون اگر آمارهای وحشت آور تجاوز به عنف متمدن ترین کشورهای صنعتی یعنی اروپا وآمریکا را نگاه کنیم مغزمان سوت می کشد ومیفهمیم که تمدنی وجود ندارد!  ثانیاًاگر هم امنیت برقرارباشد ؛در اسلام لااقل علت منحصر واساسی حجاب عدم امنیت نبوده است بلکه بالا بردن ارزش زن بوده است.

    علت بعدی را استثمار زن توسط مرد از لحاظ اقتصادی می دانند و میگویند مرد برای اینکه زن را قانع کند تا خود به خود ازخانه بیرون نرود و از آنها مانند بردگان رفتار کنند فکر حجاب را خلق کرده اند،اما اسلام نظر دیگری نسبت به حجاب دارد ،آیا اسلام خواسته زن را از لحاظ اقتصادی در خدمت مرد قرار دهد؟قدرمسلم این است که اسلام حجاب رابدین منظور توصیه نکرده،اسلام هرگز نخواسته که مرد از زن بهره کشی کند واین مساله که زن استقلال اقتصادی دارد از مسلمات قطعی اسلام است ،زن اگر مایل باشد کاری که در خانه به وی واگذار می شود مجاناً انجام می دهد واگر مایل نباشد مرد حق ندارد اورا مجبور کند ،پس این دلیل هم با حجاب اسلامی سنخیتی ندارد.

     علت بعدی را حسادت عنوان کرده وعلت پدید آمدن حجاب را تسلط مرد واسارت زن معرفی کرئه اند با این فرق که ریشه اقتصادی ندارد بلکه ریشه اخلاقی دارد ومرد حس خودپرستی وحسادت نسبت به مردان دیگر دارد ونمی خواهد مردان دیگر ولو با نگاه یا هم سخن شدن با زن او از او استفاده کنندوریشه آن نوعی بخل است ؛؛راسل می گوید اگر بذل وبخشش در مورد ثروت خوب است در مورد ناموس هم باید خوب باشد وبه مردان توصیه می کند که باید با ارزانی داشتن ناموست به مردان دیگر احساس غرور وشرف کنی......؟؟؟!! اسلام منکر این نشده که مرد دوست دارد همسرش پاک ودست نخورده باشدولی با عنوان حسادت از این حس یاد نمی کند بلکه کلمه غیرت را به آن داده وگفته غیرت نوعی پاسبانی است که آفرینش برای مشخص کردن نسل ها نهاده است ومرد می خواهد نسل اصیل باقی بماند واگر چنین نبود پدر فرزند را نمی شناخت وفرزند پدر را؟در حالی که این در زن چنین نیست وبه هر شکلی که باشد در نهایت فرزند همان مادر است،این غیرت نهتنها برای زن خودمرد وجود دارد بلکه از نوامیس دیگران هم پاسبانی می کند...

       اما فلسفه ی پوشش وحجاب در اسلام چیست؟؟

   اولاًاینکه حجاب معنی پرده وپشت پرده واقع شدن رادارد واین کلمه زمانی تحقق پیدا می کند که زن را از جامعه جدا کند ودر خانه محبوس کند ولی این کلمه تنها برای زنان پیامبر به کار برده شده است وعلت آن مسائل سیاسی بوده است وبس!!!!

قرآن همواره از کلمه ستر به معنی پوشش برای زنان استفاده کرده ،حالا چرا این دو کلمه با هم قاطی پاتی شدن کاری ندارم ،وبحث ما روی پوشش است که چرا زن باید پوشش داشته باشد؟چه نیازی به پوشش زن است ؟پوشش زن در اسلام محبوس کردن وی در خانه نیست وبااین هم کاملاًمخالف است.

پوشش زن زمانی که بامردان معاشرت می کند به وجود می آید که باید بدن خود را بپوشاند وجلوه گری وخود نمایی نکند،حقیقت امر این است که در مساله پوشش به اصطلاح عصر اخیر (حجاب)سخن دز این نیست که آیا خوب است زن پوشیده در جامعه حاضر شود یا عریان؟؟؟روح سخن این است که آیا زن باید خود را رایگان در ویترین جامعه قراردهد؟؟اسلام به روح مساله می نگرد وجواب می دهد مردان فقط در محیط خانوادگی ودر کادر قانون ازدواج وهمراه با یک سلسله تعهدات می توانند از زنان به عنوان همسر کامجویی کنند.در این مساله کسی که ذی نفع است مرد است نه زن لا اقل مرد ذی نفع تر است،اسلام به چهار دلیل مساله حجاب را پیش می کشد تا کامیابیها  به کادر خانواده برگردد:

اولین دلیل این است که می خواهد به بهداشت روانی جامعه کمک کند،نبودن حریم میان زن ومردهیجانات جنسی رافزونی می بخشد؛ وآن عطش روحی دریا صفت را هرچه بیشتر اطاعت کنی سرکشتر می شود وهمچون آتش هر چه بیشتر خوراک دهی شعله ور تر می شود وخاموش نمی گردد؛هیچ فکرکرده اید که حس تغزل در بشر چه حسی است؟که قسمتی از ادبیات جهان را عشق و تغزل وفرا گرفته است ،در این بخش مرد محبوب ومعشوق خود را می ستاید ،اورا بزرگ وخود را کوچک جلوه می دهد ،خود را نیازمند کوچک ترین عنایات معشوق می داند

»«صــد مـلـک جــان بـه نـیم نـظر می تـواند بخرد ****پس چرا در این مـعـامـلـه تقصیر می کند»« این حس چیست ؟چرا بشر در سایر نیازهای خود چنین نمی کند مثلاًیک آدم پول پرست برای پول غزلسرایی نمی کند ،یا کسی برای نان وآب و... غزلسرایی نمی خواند،؛در این وادی هر کس از شعر وغزل دیگران لذت می برد ،همه از حافظ لذت می برند..اشتباه می کند کسی که یگانه عامل اساسی فعالیت بشر را اقتصاد خطاب می کند ،بشر برای عشق های جنسی خود آهنگ وموسیقی خاصی دارد باید به این نکته پی ببریم که نیاز مرد به زن مثل نیاز به آب ونان نیست ؛به هر حال اسلام به اینن غریزه آتشین نگاه کامل کرده ودر باره ی خطرناک بودن نگاه ،خلوت زن ومرد وخطرنام بودن غریزه ای که مرد و زن را به هم پیوند می دهد  بحث کرده وبرای رام کردن آن تدابیری اندیشیده است!!!

قرآن در آیه 30 و 31 سوره نور چنین می فرماید :وظیفه مشترک برای مردان وزنان که به یکدیگر خیره نشوید وچشم چرانی نکنید ،نباید نگاه مملو از شهوت به هم بدوزید.

  »«زدســـت دیـده و دل هـــردو فریــاد *****که هــر چــه دیــده بــیـنــد دل کـنـد یــاد»«  ووظیفه زن را سنگین تر کرده است ومی گوید باید بدن خود را از مردان بپوشی،تمام زینت ها را مگر آن قسمتی که خود نمایان است.حتماً تفسیر این آیه را بخوانید .

این اشتباه است که فکر کنیم در این ناحیه تحریک پذیری روح بشر محدود بوده به حد خاصی،در این ناحیه مثل گشنگی وتشنگی نیست که بعد از رساندن نیاز از آن غریزه بیافتد وقانع شود ،بلکه حس تنوع طلبی آن بی نهایت است وهرگز سیر نمی شود واما چرا پوشش برای زنان است؟

از نظر تصاحب قلب ها ودل ها مرد شکار است وزن با دام های خود نمایی وجلوه گری شکارچیگری می کند واز نظر جسم وتن زن شکار ومرد شکارچی است.

این زن است که به حکم طبیعت خود دلبری می کند ومرد دلباخته رادر دام علاقه به خود اسیر می سازد.لذا دستور پوشش برای زنان است تا در جامعه غریزه ها طغیانی وسیلابی نشوند.

  دلیل بعدی استحکام پیوند خانوادگی است؛وقتی عقاید راسل را بکار بگیریم یا فروید را که تصورش این است که عقده ها ناشی از تحریم هاست وباید آزادی باشد،،در این حالت مرد در جامعه بدون این که تعهد سنگینی قبول کند از زنان استفاده می کند وتن به ازدواج نمی دهد ودر نهایت ازدواج را برای سنسن کهولت وپیری می خواهد که از وی مراقبت بشه،ودر جوانی می گوید برای خود زندان بان نمی خواهم تا مرا زندانی کند ولی وقتی حجاب باشد ،جوان آن آرامش را که بدان نیازمند است در درون خانواده ودر کنار همسر قانونی خود پیدا می کند وهمیشه آرزوی ازدواج در سر می پروراند وازدواج را عامل نیکبختی می داند وآن را کم از تخت پادشاهی نمی داند.

»«شب زفاف کم از تخت پادشاهی نمی باشد**** به شرط آن که پسر را پدر کند داماد»«

ودر چنین جوامعی زن وشوهر عامل سعادت همند ومحبت عمیق واستوار استو هیچ کس از ازدواج فرار نمی کند.

سومین دلیل استواری جامعه است ،خیلی ها بر این ایرادند که حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد جامعه است .آنچه موجب فلج کردن نیروی زن وحبس استعداهای اوست حجاب به صورت زندانی کردن زن ومحروم کردن او از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی وعلمی است وچنان که قبلاًهم اشاره شد در اسلام چنین چیزی وجود ندارد.پوشانیدن بدن به جز دست وصورت مانع هیچ گونه فعالیت نیست .آنچه مجب فلج کردن نیروی اجتماعی است آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است.

آیا مردی که در خیابان وبازار وکارخانه با قیافه های محرک و مهیج زنان روبه رو است بهتر سر گرم کار وفهالیت می شود یا در محیطی که باچنین مناظری مواجه نباشد؟؟؟

نباید به بهانه تجدد وتقدم ومقتضیات زمان هر روز با وسایلی که در دنیای سرمایه داری تهیه می شود خود را در معرض نمایش بگذارند.

      ارزش واحترام زن دیگر دلیلی بر حجاب است،خداوند تمام زیبای ها وعشوه ناز ها را در زن به کار بسته وصفت جمیل بودنش وخلق جمیل را به ما نشان داده است این زیبایی جذاب بوده ودر صورت آشکار بودنشان وجلوه گری و خود نمایی ،مردان سبکسر را دعوت به مزاحمت می کند که حال اگر پوششی حریم بین زن ومرد باشد اولاًمقام وموقع خود را حفظ ومصون داشته ثانیاً مانع مزاحمت افراد سبکسر می شود .

این بحث را هر چه بکشیم باز جای سخن وبحث است.از دریای حجاب وفواید آن ما قطره ای بیش نگفتیم که همه ی آن هم تلخیص از کتاب شهید مطهری بود««««برای مطالعه بیشتر به کتاب ((حجاب))شهید مطهری مراجعه شود..

[ شنبه 26 شهریور1390 ] [ 23:26 ] [ بچه مسجدی ]

تاصورت پیوند جهان بود علی بود

 تانقش زمین بود زمان بود علی بود

شاهی که ولی بود وصی بود علی بود

سلطان سخا وکرم وجود علی بود

هم آدم وهم شیث وهم ایوب وهم ادریس

هم یوسف وهم یونس وهم هودعلی بود

هم موسی وهم عیسی وهم خضر وهم الیاس

هم صالح پیغمبر وداوود علی بود

در ضلمت ضلمات به سرچشمه حیوان 

هم مرشد وهم راهبر وخضر علی بود

داوود که می ساخت زره با سرانگشت

استاد زره ساز به داوود علی بود

مسجود ملایک  که شد آدم زعلی شد

در قبله محمد بد ومقصود علی بود

آن عارف سجاد که خاک درش از قدر

برکنگره  عرش بیفزود علی بود

هم اول وهم آخر وهم ظاهر وباطن

هم عابد وهم معبد ومعبود علی بود

وجهی که بیان کرد خداونددر«الحمد»

آن وجه بیان کرد وبفرمودعلی بود

عیسی به وجود آمد وفی الحال سخن گفت

آن نطق وفصاحت که در اوبود علی بود

آن«لحمک لحمی»بشنوتاکه بدانی

آن یار که او نفس نبی بود علی بود

موسی وعصا وید بیضا ءنبوت

در مصربفرعون که بنمود علی بود

چندان که درآفاق نظر کردم ودیدم

از روی یقین در همه موجود علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود

آن نور خدایی که دراوبود علی بود

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج

بااحمد مختار یکی بود علی بود

سرّ دو  جهان پرتو انوار الهی

از عرش به فرش آمد بنمود علی بود

آنجاکه جوی شرک نماند به حقیقت

آن عارف وآن عابدومعبود علی بود

جبرئیل که آمدزبر خالق بی چون

در پیش محمد بد ومقصود علی بود

آنجاکه دویی شرک بود درره توحید

میدان که یکی بودکه  بنمود علی بود

محمود نبودندمر  آ نهاکه ندیدند

کاندر ره دین احمد ومحمود علی بود

آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن

کردش صفت عصمت وبستود علی بود

این کفر نباشد سخن کفر نه این است

تاهست علی باشد وتابود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعه  ی خیبر

برکند به یک حمله وبگشود علی بود

آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام

تاکار نشد راست نیاسود علی بود

آن شیر دلاورکه زبهر طمع نفس

بر خوان جهان پنجه نیالود علی بود

هارون ولایت زپس موسی عمران

باللّه که علی بود علی بود علی بود

این یک دو سه بیتی که بگفتم به معما

حقا که مراد من ومقصود علی بود

سرّدو جهان جمله زپیدا وزپنهان

شمس الحق تبریز که بنمود علی بود

[ شنبه 26 شهریور1390 ] [ 20:25 ] [ بچه مسجدی ]
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت/صد شکرکه این آمدوصد حیف که آن رفت

 

معنی کلمه عید  برگشتن است!توعید فطر انسان برمی گرده به فطرت پاکش!به همین خاطر هست که آدم توقنوت نماز فطر میگه «ادخلنی فی کل خیر واخرجنی من کل سو»منو وارد تمام خوب ها وخیر ها کن واز تمام سیئات وبدی ها دور کن!ولی خداییش برگشتن به فطرت پاک یه کم سخته مگه نه؟ولی خدا مهربونه بنده هاش رو دوست داره اول از فیلتر رمضان میگذرونه تا راحت بتونه برگرده!رمض یعنی آتش سوزان آتشی که تمام گناهان آدم رو از بین میبره ومیسوزنه!میگه بندم نگران نباش هواتو دارم خودم برت میگردونم  و وارد تمام خوبی ها وخیر ها میکنم تو روزه بگیر میبخشمت. نگران هیچ چی نباش شیطان رو هم تو این ماه به زنجیر میکشم تا تو راحت بتونی برگردی به فطرت پاکت. کسایی که خدای نکرده تو ماه مهمانی خدا خطا ازشون سر زده فکر نکنن شیطان وسوسه کرده تو این ماه شیطان کاری نمیتونه بکنه فقط ماه های قبل کوکت کرده مثل ماشین کوکی خودت داری راه میری البته برعکس به سوی بدی ها!مولاعلی (ع) :هرروز که در آن گناه نباشد آن روز عید است!امیدوارم خدا تمام اشتباهاتمون رو ببخشه و کمکمون کنه تا هر روز ماعید باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوستای گلم عید همتون مبارک

[ چهارشنبه 9 شهریور1390 ] [ 12:9 ] [ بچه مسجدی ]

ياعلي نام توبردم نه غمي ماندونه همي به ابي انت وامي

گويياهيچ نه همي به دلم بودونه غمي به ابي انت وامي

توكه ازمرگ وحيات اين همه فخري ومباهات،علي اي قبله حاجات

گويي آن دزدشقي تيغ نيالوده به سمي به ابي انت وامي

گويي آن فاجعه دشت بلاهيچ نبوده است،دراين غم نگشودست

سينه هيچ شهيدي نخراشيده به سمي به ابي انت وامي

حق اگرجلوه باوجه اتم كرده دراين سان كنّ سهل است ونه آسان

به خود حق كه تو اون جلوه باوجه اتمي به ابي انت وامي

منكر عيدغدير خم واون خطبه و تنزيل كر و كوراست وعزازيل

باكروكور چه عيدي،چه غديري وچه خمي به ابي انت وامي

درتولي هم اگرسهوولايت چه سفاحت،اوف براين شم فقاحت

بي ولاي علي وآل چه فقهي وچه شمي به ابي انت وامي

توكم وكيف جهاني به كمبود تو دنيا ازسرا تا به ثريا

شروشوراست ودگرهيچ نه كيفي ونه كمي به ابي انت وامي

آدمي جامع جمعيت وموجود اتم است،گربه معناي اعم است

تو بهين مظهر اين سام به معناي اعمّي به ابي انت وامي

چون بودآدم كامل غرض ازخلقت آدم،پس به ذرييه آدم

جز شما مهد نبوت نبود چيز مهمي به ابي انت وامي

عاشق توست كه مستوجب مدح است معظم،منكرت مستحق ذم

وز توبيگانه نيرزد به مدحي وبه ذمي به ابي انت وامي

بي تواي شيرخدا صبحه ودستار مسلمان شده بازيچه شيطان

اين چه بوزينه كه سرهاهمه رابسته به دمي به ابي انت وامي

لشكر كفر اگر موج زند درهمه دنيا،همه طوفان،همه دريا

چه كندباتوكه چون صخره ي سماواسمي به ابي انت وامي

ياعلي خواهمت آن شعشعه تيغ زرافشان،هم بدوكفرسرافشان

بايدم اين لمعان ديد ندانم به چه لمي به ابي انت وامي

[ یکشنبه 30 مرداد1390 ] [ 0:7 ] [ بچه مسجدی ]
سلام دوستان خسته نباشین .امروز یه کم دلشاد بودم گفتم چرا دوستام رو شاد نکنم یعنی الان میخوام بخندونمتون!آخه خندوندن توی اسلام هم خیلی توصیه شده البته با این پیش فرض که به کسی توهین نشه!

حالا من هم از این پَ نه پَ ها که تازگیا خیلی مد شده گذاشتم تو ادمه مطلب حتما" بخونین و بخندین والبته نظر هم بدین لطفا"!!!!!!

دوستون دارم. آرزوی شاد کامی تک تک شما عزیزان رادارم!!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 27 مرداد1390 ] [ 20:29 ] [ بچه مسجدی ]

به نام خدا

من در محضر شیخ علی مهدی پور شاگردی میکنم،خودم چیزی توچنته ندارم هر چی تو وبلاگ میزارم از بیانات ایشان می باشد البته باکمی تصرف  وکمی اضافه وکم کردن!جدا ما آدم ها اگه خدا کمکون نکنه هیچ هیچیم ،الان از خدا کمک میخوام تابتونم یه چیز توپ در مورد روزه  وماه میهمانی خدا بزارم اینجا!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿183﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد

این آیه تو سوره بقره است اولا این که خدا میگه ای کسانی که ایمان آوردیدنمیگه ای انسانها ،چون صانع وخالق ما ایشونه میدونه اگه بگه یا ایها الناس همه مردم عرضه ندارن وحرفش زمین میافته لذا فقط مومنین را خطاب قرار میده،پس روزه گرفتن کار هر کسی نیست فقط کسانیکه ایمان آورده اند میتونن روزه بگیرن پس ایمان و صیام همان روزه ارتباط مستقیم باهم دارن هر کس ایمان داره روزه میگیره ،وهر کس روزه میگیره ایمانش میره بالا!مومن بودن مثل مسلمان شدن نیست که بگی اشهدان لا اله الا الله مسلمان بشی ،ایمان لق لقه ی زبان نیست یک چیز قلبی است، ایمان توی دل هستش ودرجات مختلفی داره نسبت به دجاتش کیفیت روزه های ما باهم فرق میکنه یکی فقط دهنش رو میبنده یکی همه چیز غیر از خدا رو برای خود حرام میکنه،خلاصه فکر نکنیم بله روزه گرفتیم مثل همه نه باهم در کیفیت متفاوتند!

حجرات

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿14﴾

 باديه‏نشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده‏ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كرده‏هايتان چيزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است (14)

 

الفتح

هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿4﴾

اوست آن كس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست و خدا همواره داناى سنجيده‏كار است (4)

این ها هم دلیل ومدعا براین بودن که ایمان یه مقوله ی قلبی است اگه آدم واقعا از ته دل خدا رو بخواد امرشو اجابت میکنه!

خوب حالا ماقبول کردیم که ایمان داریم امر خدارا لبیک گفتیم ایشون گفت روزه بگیر من هم روزه گرفتم که چی ؟ نتیجه اش چیه؟

نتیجه اش اینه که امید است شما از پرهیز گاران باشید،روزه بهترین راه برای قوی کردن اراده است،یعنی انسان با روزه مصمم تر میشه ،در مقابل چیز هایی که نمیتونست قبلا وایسه الن میتونه وایسه!مثلا چی؟ مثلا طرف عادت کرده به خود ارضایی،از این کار خوشش نمیاد ها؟؟وقتی اینکار مثلا استمنا رومیکنه به خودش بد وبیراه میگه !ناراحت میشه !هی تصمیم میگیره ترکش کنه ولی نمیتونه!اگه آدم روزه بگیره میتونه پرهیز کنه!

به پیامبر گفتن بهترین عمل در ماه رمضان چیه؟

گفتند:الورع من الحرام

یعنی ریشه کن کردن حرام ها یعنی پرهیز گاری!

دکتر میریم هم بهمون دارو مینویسه هم میگه از فلان چیزها نخور ،بخوری بیماریت شدید تر میشه،به اینا میگن پرهیز!تا حالا دیدین کسی لباس نو وتمییز رو به بدن کثیف بپوشه ؟نه!

پس خدا به ما گفته این واجبات را انجام بده(دارو)از این محرمات دوری کن (پرهیز کن)!هممون به فکر صعود هستیم کسی به فکر جلوگیری از سقوط نیستیم!خلاصه این که اگه روزه بگیریم پرهیزگار میشیم(چشم از نامحرم برمیگردونیم،غیبت نمیکنیم واز این جور چیزا)اصلا کلا یه آیه هم میگم ببینیم پرهیز داشته باشیم چی میشه؟؟؟؟؟

الأعراف

إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿201﴾

در حقيقت كسانى كه پرهیز گارند چون وسوسه‏اى از جانب شيطان بديشان رسد [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند (201)

نمیتونن گناه کنن شیطان نمیتونه وسوسه شان کند !به ناگاه بینا شوند یعنی پشت پرده وباطن اون کار رو میبینن،به عبارتی چشمشون برزخی میشه!!!!!

بچه ها روزه هاتون رو خوب بگیرین پرهیزگار باشید منو هم دعاکنید!دوستون دارم !!!!نظر بدین بگین شیوه نگارشم خوبه ،بده ،مزخرفه، آشغاله ،به درد نخوره،خیلی خوبه، عالیه ،چیه بگید؟؟؟؟؟ ودر ضمن در مورد هر چی بخواین تحقیق کنم مطلب بزارم اینجا!!!!

[ سه شنبه 25 مرداد1390 ] [ 2:58 ] [ بچه مسجدی ]

آنا جان ای اورکی غصه وغم دریاسی

ای یاتردان اوشاغی هرگجه اونون لالاسی

آغاران ساچلاروون هر بیری بیر راز دییر

بیلرم چوخدی غمون اما دیلین آز دییر

اورکنده بیلیرم چوخدو غمون کاش دییسن

کاش دییب روزگارین آیناسنی سن سیله سن

دنیا گر سن سیز اولا ایستمیرم دنیانی

درد اگر تاپسا منی ایستمیرم درمانی

راضیم من اولم اما آنا سن ساغ    گالاسان

گجه گوندوز ناماز اوسته منی یادا سالاسان

دنیادا ته سن آنا بیل سنه بیر تای یوخدی

اوزده ده گولسن اگر دردو غصه ن چوخدی

اگر الّله دیه بیر جاجتی منن ایسته

دییرم کاش دیری گالسن آنا دنیا اوسته

امروز  هم من هم مامانم روزه بودیم ،دوتاییمونم وسطای ظهر از تشنگی داشتیم میمردیم ،باهم حرفمون شد  آخه آدمه تشنه اعصاب معصاب نداره که!نمیدونم شاید تقصیر من بود ،حالانمیدونم چطوری از دلش دربیارم!آخه میدونین چیه پدر ومادر الهه های زمینی هستن نباید دلشون رو بشکنی هر کی به جایی رسیده از دعای خیر پدر ومادرش هست !یه داستانک میگم جالبه!

میگه نصف شب مامانم از خواب پاشده صدام زد محمد، آی محمد به صداش از خواب پریدم رفتم بالاسرش گفتم جانم مامان !گفت پسرم یه لیوان آب میدی بهم،رفتم کوزه روبرداشتم دیدم پر خالیه!کوزه رو برداشتم بدوبدو رفتم طرف چشمه کوزه رو پر کردم آوردم ،یه لیوان پر کردم برم بدم به مامانم دیدم خوابش برده، دلم نیومد بیدارش کنم ،دلم هم نیومد برم گفتم الانه از خواب پامیشه لیوان آب رو میدم بهش تاصبح بیدار نشد ،منم همینطور لیوان بدست کنارش ایستادم،تابیدار شد منودید گفت چیه چی شده ؟؟؟؟اصلا خودش یادش رفته بود ،بهش گفتم مامان جان دیشب ازم آب خواستی توخونه نداشتیم رفتم از چشمه آوردم برگشتم دیدم خوابیدی دلم نیومد بیدارت کنم،مادر اشک چشماشو گرفت گفت پسرم به جایی برسی که هیچ احدی تا حالا نرسیده!!همین دعای مادر بود که اون رو کرد پدر فلسفه شرق ایشون امام محمد غزالی بودن!

یکی رفت پیش پیامبر (ص)گفت که من خیلی گنه کارم وپیش تر یه غلطایی کردم یه کاری یادم بده انجام بدم تا خدامنو ببخشه!رسول خدا فرمود :برو به مادرت خدمت کن!!ایامی گذشت دوباره اومد پیش محمد گفت به مادرم خدمت کردم الان چیکار کنم؟رسول خدا باز دوباره فرمودند:به مادرت خدمت کن!برای بار سوم آن شخص نز د حضرت محمد آمد،حضرت باز فرمودند به مادرت خدمت کن!برای بار چهارم آمد رسول خدا فرمود برو به پدرت خدمت کن!!!!!

حالا از شما عزیزان واز خودم خواهش میکنم قدر این فرشته ها  رو بدونیم،پیش همه دستاشون روببوسیم ،بهشون خدمت کنیم،،انشا الّله دنیا و آخرتمون رو به بهبود میره با این کار !شک نکنین امتحان کنین!مقام دنیوی می خوای سرمایه میخوای بخشش گناهاتو می خوای هر چی می خوای میتونی با خدمت به والدین به دست بیاری!!!

بچه ها فعلا بای برم ببینم یه شاخه گلی چیزی میتونم بگیرم به  مامانم بدم تا منو ببخش !البته یه چیزی بگم اینها واسه بچه هاشون سریع الرضا هستن ،زود راضی میشن!!دوستون دارم به شرطی که نظر بدین و همین الان پاشی بری دست باباومامانت روببوسی!!

 

[ سه شنبه 25 مرداد1390 ] [ 2:3 ] [ بچه مسجدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ننوشت برای ورد روز وشب من
جزذکرعلی معلم مکتب من
گرغیرعلی کسی بودمطلب من
ای وای من وکیش من ومذهب من
امکانات وب